تبليغاتX
elijooje
گفتگوهای تنهایی

 

کتاب "شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید" رو می خوندم. از اون دسته کتاباست که تیکه ها و جمله های قشنگ رو کنار هم جمع کرده. خوندنشو توی این تعطیلات به همه توصیه می کنم:

 

"... روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملافه سفید پاکیزه ای که چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است. در چنین روزی تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید؛ بگذارید آن را بستر زندگی بنامم و بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره نوزاد و شکوه عشق را در چشمهای یک زن ندیده است. قلبم را به کسی بدهید که از قلب جز خاطره دردهای پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هاش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. هرگوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا با کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفع کنید، بگذارید خطاهایم، ضعف هایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفع شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به دست خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید، عمل خیری انجام دهید یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید همیشه زنده خواهم ماند..."

 

خدایا! مرا وسیله ای برای صلح و آرامش قرارده.

بگذار هرجا تاریکی است، روشنایی و هرجا غم جاری است، شادی نثار کنم.

بگذار به جای اینکه دعا کنم تا از خطر ایمن باشم، بی مهابا به مصاف آن روم.

بگذار به جای اینکه برای تسکین دردم التماس کنم، توانایی غلبه بر آن را داشته باشم.

بگذار به جای اینکه نگران خود باشم، دل به صبری ببندم که آزادی ام را نوید می دهد.

عطایی کن تا رحمت تو را نه تنها در موفقیت هایم، بلکه در شکست هایم نیز، احساس کنم.

توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم و پیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم.

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:36  توسط الهام  | 

نرم افزار کتاب یار، سیستم مدیریت فروش یه فروشگاه کتابه که من اونو با C# 2005 و بانک SQL 2000 نوشتم. یه سری از امکاناتشو اینجا می نویسم که اگر خواستید سفارش بدید. فقط کافیه به من ایمیل بدید و آدرس و شماره تلفن فروشگاهتونو بنویسید. در اسرع وقت پاسخ داده می شود. ضمنا اگه پیشنهادی برای این پروژه دارید، لطفا توی کامنتا بنویسید.


1)    سرویس درج، حذف و ویرایش اطلاعات کالا ، مشتریان ، ناشرین ، کاربران

2)    سرویس درج، حذف و ویرایش کد محل، دسته بندی موضوعی، انواع کالاهای دیگر در فروشگاه (کتاب یا نوشت افزار)

3)    سرویس جستجوی پویا بر اساس آیتم های مختلف کالا ، مشتریان ، ناشرین و . . .

4)    سرویس فروش، رزرو، برگشت، امکان ارائه انواع تخفیف های درصدی، ریالی، موردی یا کلی

5)    سرویس سفارش و خرید ، وجود انواع گزارشات و پیشنهادات جهت تسهیل امر سفارش، امکان خرید از ناشر، پخش، یا کتب دست دو از مشتریان فروشنده

6)    سرویس هایی جهت امانت کتاب از مشتریان و فروش کتب امانی و ویرایش و تسویه حساب آنها

7)    سرویس انبارگردانی

8)    ارائه ی گزارشات کریستالی دقیق و پیشرفته از فروشگاه به صورت لیستی یا نموداری شامل فروش، خرید، برگشت، رزرو، امانت، گزارشات مربوط به سوابق مشتریان و ناشرین، گزارش کاربران، انواع گزارشات مربوط به کالاها و انبارگردانی
 
9)    سرویس چاپ شامل ارائه ی انواع فاکتور (فاکتور خرید، فاکتور فروش، پیش فاکتور رزرو)، چاپ کلیه گزارشات، چاپ لیست سفارشات بر اساس ناشر و . . .

10)    امکان ایجاد گروه های کاربری با سطح دسترسی و درجه امنیتی متفاوت

11)    فارسی بودن کلیه قسمت های نرم افزار و شمسی بودن کلیه تاریخ ها

12)    واسط کاربری زیبا، استاندارد و کاربر پسند

13)    و امکانات دیگر . . .

mailto:e.mashhadi@gmail.com

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:30  توسط الهام  |