|
گفتگوهای تنهایی
|
پرنده های قفسی عادت دارن به بیکسی
عمرشونو بی همنفس کز می کنن کنج قفس
نمی دونن سفر چیه عاشق دربدر کیه
هر کی بریزه شاهدونه فکر می کنن خداشونه
یه عمره بی حبیبن با آسمون غریبه ن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن
نمی دونن به چی میگن ستاره نمی دونن دنیا کیا بهاره
چمی دونن عاشق می شه چه آسون پرنده زیر بارون
قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن ولی برنده بودم
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصه ت میگیره وقتی می دونی و می بینی
پانوشت:
اگه یه خواننده ی درست و حسابی تو تاریخ موسیقی ایران داشته باشیم شک نکنید که اون سیاوش قمیشیه.