|
گفتگوهای تنهایی
|
یک سال میگذره از روزی که دست به کی برد شدیم و علی بی غمو آغازیدیم و این سی و هفتمین پستیه که حواله ی بلاگفا می کنیم. تولدشم (!) یه هفته جلوتر گرفتیم که مقارن باشه با ولادت امام رضا. به همین مناسبت "علی بی غم" قصد داره یه هدیه ی جانانه به خواننده هاش بده.
متن کامل قرآن کریم با ترجمه برای موبایلتون(حجمش کمه و روی K310 و W810 تست شده)
حالا اگه یه بچه ی دبستانی بیاد بگه واسش راجع به حرم امام رضا نقاشی بکشید شما می تونید از اینی که من کشیدم قشنگتر بکشید؟
تولدش مبارک.
امروز توی دانشکده وقتی من و "بستانه" همدیگه رو دیدیم بلافاصله بعد از سلام گفت: "روزت مبارک!" در عرض 1 ثانیه همه ی مناسبتایی که به من مربوط می شد از ذهنم گذشت:روز تولدم، روز دانشجو، روز مهندس، روز جهانی کودک، روز طبیعت، روز ملی شدن صنعت نفت، روز بزرگداشت حافظ... نهایتا" بستانه منو از این بحر تفکر در آورد و گفت:"روز دختر دیگه!"
حالا به سرم زده برخلاف میل باطنیم بیام آپدیت کنم وضمن تبریک ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) پست امروزو پیشکش همه ی همجنسانم کنم.
ازدواج دختر فقط در صورت اجازه ی پدرش ممکنه. اگه دختری بی اجازه عقد کنه باباش می تونه عقد رو کنسل کنه. زن بعد از ازدواج هر جا و مکانی شوهرش گفت باید زندگی کنه. فقط هم با اجازه ی شوهر می تونه از کشور خارج بشه. ضمنا" زن ملزم به تمکین از مرده.(بدون شرح)
طلاق حق انحصاری مرده و زن فقط در صورتی می تونه طلاق بگیره که «ثــابــت» کنه شوهرش نفقه نمیده یا بدرفتاری می کنه یا معتاده یا توی زندونه. در این صورت با "رضایت مرد" می تونه طلاق بگیره.
یه مادر هیچوقت نمی تونه سرپرستی بچه شو به عهده بگیره، نمی تونه در مورد تحصیل، محل زندگی و خروج از کشور بچه تصمیم بگیره. مادر جز حساب قرض الحسنه هیچ حساب دیگه ای نمی تونه برای بچه باز کنه. حتی بدون اجازه ی شوهرش نمی تونه برای بچه خونه بخره. در مورد مسائل درمانی بچه (مثل جراحی) مادر هیـــچ حقی نداره و این پدره که باید امضا بده. (لازم به ذکره که مسئله ی سرپرستی بچه و چیزایی که در موردش نوشتم "قهری"ه، یعنی اگه پدر بخواد سرپرستی رو به مادر واگذار کنه اجازه نداره.)
یه مرد می تونه 4 زن عقدی و بینهایت صیغه داشته باشه. سن مسئولیت کیفری برای زن 9 سال و برای مرد 15 سال قمریه و برای یه دختر 9 ساله همه ی قوانین کیفری می تونه صادی بشه و بعضی احکام، مث اعدام، تا 18 سالگی به تعویق می افته و تا اون موقع دختر باید توی کانون اصلاح و تریبت زندگی کنه.
تابعیت فقط از مرد به بچه منتقل می شه. شما در صورتی ایرونی حساب میشید که باباتون ایرونی باشه. خانومی که بدون اجازه ی وزارت کشور با یه آقای خارجی ازدواج میکنه بچه ش حق زندگی توی ایرانو نداره (خیلی از اینجور بچه ها شناسنامه ندارن و در نتیجه محرومن از تحصیل) توی بعضی موارد هم که زن با ازدواج با یه مرد بیگانه تابعیتشو از دست میده.
دیه ی زن نصف دیه ی مرده. (یه خانوم باردار که در اثر تصادف میمیره خسارتش نصف جنین پسریه که توی شکمشه)
ارث دختر نصف پسره. اگه مردی بمیره 8/1 ارث مال خانومشه.(اگه چند تا زن داشته باشه همون 8/1 بین همه توزیع میشه) اگه بچه نداشته باشه 4/1 مال خانومشه. (زن نمی تونه از زمین ارث ببره) اگه هیچکسو جز خانومش نداشته باشه 4/1 مال زنشه و بقیه مال دولت. اگه یه خانومی که جز شوهرش هیچکسونداره بمیره، هرچی داره میرسه به شوهرش.
اگه مردی به خانومش شک داشته باشه، بدگمانی و توهم داشته باشه،یا با یه آقای دیگه(...) ببیندش، می تونه به دلیل "مهدورالدم" بودن بکشدش. اگه پدر (یا جد پدری) دخترشو بکشه قصاص نمیشه (حداکثر مجازاتش 10 سال حبسه)
زن حق شهادت نداره مگر در چند مورد که تعیین شده. در این موارد شهادت 2 زن معادله با شهادت 1 مرد که باز اکثرا" شهادت یه مرد در کنار شهادت زنان لازمه.
افرادی که دین و اعتقاد اقلیت دارن باید با پوشش مقرر شده بگردن. ضمنا" مجازات خانوم متاهلی که روابط نامشروع داشته باشه "سنگسار" می باشد.
والسلام.
اون قدیم ندیما که هنوز من و تو به دنیا نیومده بودیم، کسایی میرفتن سراغ خوانندگی که اگه هیچی نداشتن اقلن صدا داشتن! اما این روزا برعکس شده: کسایی میرن خواننده می شن که همه چی دارن جز صدا.
یه زمانی موسیقی ایران به سنتی محدود بود و آهنگ و ترانه ها اکثرن از لس آنجلس در می اومد. یه سریا با سنتی حال می کردن، خیلی ها هم با ترانه های خواننده های لس آنجلس. اون موقع ها خواننده شدن خیلی بیشتر از امروز درد سر داشت. خوانندگی کار هر بزغاله ای که فرق گوشکوب و میکروفونو نمی دونه نبود. شعرا پر معنی و صداها جون دار، خواننده ها معدود و طرفداراشون زیاد بود. خوانندگی تفریح و جنگولک بازی نبود. حرفه بود. ارزش داشت.
یه کم که صداها جایگاه مخصوصشونو پیدا کردن، همه رفتن تو کار تقلید. یکی چشماشو می بست و صداشو کلفت میکرد و خودشو تو لباس داریوش تصور میکرد، اون یکی برای مثل ابی شدن چنان به خودش فشار می اورد که رگ گردنش مث دسته بیل میزد بیرون! ![]()
این قصه ها که قدیمی شد یه کم بیشتر به موسیقی پاپ داخل کشور میدون دادن. دیگه توی هر تاکسی و مغازه و پاساژ و هر خرابه ای صدای گروه آریان و شادمهر عقیلی رو میشنیدی. اونموقع خیلی از توجه ها به موسیقی داخل کشور معطوف شد و یه کم دیگه که گذشت اونم شد نون دونی و ابزار معروفیت و هرکی با ننش قهر کرد رفت با یه ماشین مدل بالا یا یه دختر جینگولی ویدیو ساخت. مضمون شعراشونم یا "عزیزم دوستت دارم" بود یا "برو گمشو بی معرفت"!![]()
جدیدنا هم (از 4-5 سال پیش) رپ پرشین پا گرفت و اینبار با سرعتی خیلی بیشتر از قبلیا به ابتذال کشیده شد. بازم هر کی از جاش بلند شد یه شلوار گشاد پوشید و ادعای رپری کرد و توی آهنگش (که معمولن تقلیدی از رپرای اونوری بود) از گفتن انواع فحش و دری وری و حرف ناجور دریغ نکرد. دیگه وقتی ریش سفیدا و کارکشته هاشون مث هیچکس و ویلسون همسن ما باشن دیگه وای به حال اون نونهالای عقده ای که هنوز پشت لبشون سبز نشده! دیگه ترانه خوندن و خواننده شدن مفت تر از اونچه که تصور کنی شده واسه همین هیچوقت تو زندگی نا امید نشو چون اگه همه ی درا بسته باشن راه خوانندگی بازه.
حرف هایی هست برای "گفتن"
که اگر "گوش"ی بود؛ می گوییم.
و حرفهایی هست برای "نگفتن"
حرف هایی که هرگز سر به «ابتذال گفتن» فرود نمیآرند
حرف های شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند
و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرفهاییست که برای "نگفتن" دارد...